چهارمین ویزیت دکتر اشرفی
سلام کوچولوی من. چند دقیقه ای هست که از دکتر آمدم و بعد از سر زدن به وبلاگ خودم مستقیم آمدم اینجا که بهت بگم چی شد. بابا گفته بود صدای قلبت رو ضبط کنم و منم با شوق خاصی وقتی دکتر گفت بخواب گوشیم رو برداشتم و دراز کشیدم. چند دقیقه ای دکتر و ماما و من هر سه تا منتظر پیدا کرد جایگاهت و شنیدن صدای قلبت بودیم اما دریغ دکتر با خنده می گفت هربار مامان ها می خوان صدای قلب رو ضبط کنن کوچولوها شیطنت می کنن 
خوشبختانه دکتر از روند رشدت راضی بود. این ماه 3 کیلو اضافه کرده بودم گفت از ماه بعد بیشتر از سه نشه. در همین حد نگهش دار. گفت وزن نی نی ت به نظر خوب میاد
دکتر ماما که کنار خانم دکتر بود می گفت چقدر شکمت سفته! گفتم بعله دیگه دنبه و چربی اضافی نداریم فقط یه نی نی داریم که مثل خون تو قلبمون آشیون کرده و منتظریم بیاد تا بخوریمش 

از امروز هم یه برنامه جدید داریم. به این ترتیب که اول غذای شیرین میل نموده سپس کتاب را در دست گرفته بلند می خوانیم
. تفاوتش با برنامه قبل اینه که روزی یک ساعت الزامی هست و برای مهربانی با هنجره ی من به چهار تا یک ربع تقسیم شده
.
دیگه برم که بابا بهم سفارش کرده کاری و انجام بدم. دوسـِت دارم مامی. بوس
+ راستی می خوام به بابا بگم بره مخابرات و برای یک مدت اینترنت و قطع کنه. آخه من خیلی متادم. حالا می خوام ترک کنم . چون نمی خوام آسیبی بهت برسه. چون با بودن تو نیازی به نت و اف بی ندارم. خاطراتت و تو یه سر رسید جدا حتمن می نویسم. مواظب خودت باش خیلی زیاد


چهارمین ویزیت دکتر اشرفی
