عیدانه فراوان شد؟
دختر من ^_^
نوروز 93
فرنیا و شیر مامان
عزیزکم سلام. حالا تو خواب نازی. البته بعد از 6 ساعت بیدار بودن. فرنیایی داستان شیر من و شما خیلی مفصل و عجیب غریبِ. تا یک ماهگی کامل با شیر خودم تغذیه شدی درست روز سی ام بود که باز شیر نمی خوردی. ساعت پنج دقیقه به هفت بود. دکتر خودت فقط تا هفت و نیم بود و مسافت خونه تا مطب زیاد باهاش تماس گرفتم گفت شیر نخوردن علامت خوبی نست سریع ببرش یه دکتر نزدیک بعد کاشف به عمل اومد که شیرم باعث زرد شدن های پیاپی شما بود دکتر گفت برای سه روز قطع بشه و بعد از سه روز یک وعده شیر خشک و وعده ی بعد شیر خودم رو بخوری باز هم تا سه روز. بعد ازت تست بیلی بگیرن وگفت احتمال اینکه شیر خودت رو قطع کنم هست. . وقتی بعد از 36 ساعت با دکتر اصلی شما صحبت ک...
نویسنده :
مامان
12:28
بدون عنوان
سلام دختر من. یک هفته ای هست که شروع به آقو گفتن کردی و با اشیاء خونه صحبت می کنی. اولین بار با ساعت بعد مبل و کم کم شامل اکثر وسایل های براق خونه شد. من عاشق این کارتم. راستی سه روز پیش هم برای اولین بار شصتت رو خوردی. قبلا تلاش می کردی دستتو کامل بمکی ولی سه روز پیش برای اولین بار دیدم شصتت رو کامل توی دهان قشنگت گذاشتی و می مکی.
نویسنده :
مامان
12:14
-
تا چند باید بشمارم؟ فاصله ام را تا آمدنت می خواهم لحظه شماری کنم ...
نویسنده :
مامان
19:16




